غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
12
دستور الوزراء ( فارسى )
« وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً » و هو جسد ولده الميت ، شعر سبحان خالقى كه صفاتش ز كبريا * بر خاك عجز مىفكند عقل انبيا از عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما منقولست كه مراد از جسد در آيت ديويست كه مدت چهل روز بر سر حضرت سليمانى نشسته حكومت كرد و سبب حادثه آن بود كه چون سليمان عليه السلام بر صيدون كه پادشاه يكى از جزاير بود و بعبادت اصنام قيام مىنمود ظفر يافت دختر او را كه جمالى فايق و حسنى لايق داشت در حبالهء خويش آورد و دختر از مفارقت پدر بىطاقت شده بتعليم شيطان از ديوان التماس نمود كه صورتى مشابه صيدون از سنك تراشيدند و بنابر آنكه قبل از استسعاد بمصاحبت سليمان شيوهء بتپرستى داشت آن صورت را در خانه نهاده باتفاق كنيزكان خود بعبادت صنم مشغول گشت و چون مدت چهل روز بدينصورت درگذشت خبر بتپرستيدن آن زن به گوش ابناء زمين رسيده صفت اشتهار يافت و جمعى از مخبران صادق كيفيت واقعه را بعرض جناب آصفى رسانيده در آن باب اضطراب نمودند ، آن جناب گفت شما تسكين ورزيد كه من اين حديث را بابلغ وجهى بمسامع سليمان رسانم و همان لحظه بملازمت آستان آسمان منزلت رفته معروض داشت كه ضعف شيخوخت در بنيهء من اثر كرده است و داعيهاى دارم كه قبل از انقضاى ايام حيات در مجمعى كه فرق انام از خواص و عوام حاضر باشند مناقب و مفاخر انبيا را عليهم التحية و الغفران بيان كنم تا موجب ازدياد اعتقاد عباد گردد . سليمان عليه السلام التماس را مبذول داشته همان زمان باحضار طوايف انس و جان فرمان داد و